ادبیات سیاه

جدیدترین اشعار شاعران و نویسندگان

ادبیات سیاه

جدیدترین اشعار شاعران و نویسندگان

سلام خوش آمدید

حمید فرخ‌نژادگفت: احمد محمود، پس از سال‌ها سکوت در سال 1372 این اثر سه جلدی را خلق می‌کند و در آن به روایت زندگی پردرد مردم جنوب می‌پردازد. مردمی که روی معدن طلای سیاه خفته‌اند ولی بسیاری از آنان از داشتن حداقل‌ها در معیشت محروم هستند.


مدار صفر درجه رمانی سه‌جلدی نوشته احمد محمود است. او این رمان را در سال ۱۳۷۲ چاپ کرد. این رمان دربارهٔ وقایع انقلاب ایران است که حوادث آن در شهر اهواز اتفاق می‌افتد. شخصیت اصلی این کتاب باران نام دارد.

به‌گفته عطاالله مهاجرانی قرار بود در جشنواره بیست سال ادبیات داستانی در ایران که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در سال ۱۳۷۶ برگزار کرد، جایزهٔ ویژهٔ هیئت داوران به این کتاب اختصاص یابد اما به‌دلیل مخالفت سید علی خامنه‌ای رهبر ایران این جایزه اهدا نشد. مهاجرانی در نامه سرگشاده‌ای به رهبر ایران نوشته‌است: «تنها نقطهٔ مقاومت شما رمان مدار صفر درجه احمد محمود بود که از قضا به عنوان رمان برگزیدهٔ بیست سال ادبیات داستانی انتخاب شده بود و من هیچ‌گاه نگاه بهت‌زده و غم‌آلود احمد محمود را از یاد نمی‌برم… حتماً به یاد دارید فرمودید این رمان ضد جنگ است. گفتم مگر شما ضد جنگ نیستید؟! جنگ یک شر ناگزیر است و نه یک خیر لازم…»

شهرام عدیلی‌پور در نقدی دربارهٔ رمان مدار درجه صفر نوشته: «خلق تعداد زیاد شخصیت باعث شده او نتواند به‌خوبی و درستی به تمام شخصیت‌هایش بپردازد و زوایا وریزه کاری‌های آنان را از کار درآورد. قسمت‌های زیادی از رمان مربوط می‌شود به زندگی روزمرهٔ آدم‌هایی که بود و نبودشان هیچ تفاوتی در روند پیش‌برد رمان و وقوع حوادث آن ندارد… نویسنده در این رمان هم‌چون گزارش‌گری دقیق به تمامی زوایای زندگی مردمان سر می‌کشد و همه چیز را به‌دقت گزارش می‌دهد و دوربین‌اش همه چیز را به تصویر می‌کشد».


Telegram.me/Blackletter1 

Blackletter.blog.ir ✅

  • ۰ نظر
  • ۱۹ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۵۵
  • black letter
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون - مولانا


  • ۰ نظر
  • ۱۵ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۲۵
  • black letter
خیال خام پلنگ من به سوی ماه پریدن بود - حسین منزوی


خیال خام پلنگ من به سوی ماه پریدن بود

و ماه را ز بلندایش به روی خاک کشیدن بود


پلنگ من دل مغرورم پریدو پنجه به خالی زد

که عشق ماه بلند من ورای دست رسیدن بود


من و تو آن دو خطیم آری موازیان به ناچاری

که هر دو باورمان زاغاز به یکدگر نرسیدن بود

  • ۰ نظر
  • ۱۰ مرداد ۹۶ ، ۱۷:۰۰
  • black letter

طبقه بندی دختران در قدیم


بر روی دختران در قدیم این طبقه بندی بود که:

دختر بین نه تا ده سال را خانمچه، دوازده تا سیزده ساله را نوچه از سیزده تا پانزده ساله را غنچه و از آن به بعد به ترتیب گلچه و بعد گنده میگفتند. 

هفده تا هجده ساله را ترشیده و بیست سالگی به بعد را پیر دختر حساب می کردند, که مگر مرد زن مُرده و مردان کامل و سالخورده باید به سراغشان بروند.

اگر چه دختران ده، دوازده ساله فقیر هم به ازدواج مردان پیر و فرتوت در میآمدند.

بی گناهانی را مردان سالمند هوسباز گرفته پس از چندی رهایشان ساخته و دیگری را میآوردند و اینان نیز به ازای محرومیتهای پیش آمده و از لج خانواده که چنین بختی را برایشان فراهم کرده بودند بعد از مدتی با این و آن سر و سری یافته و از در و بام دریچه خانه به کفتر پرانی* با پسران محل نرد عشق میباختند.


کفتر پرانی= خود نشان دادن از در و بام از آنجا که خانه های آن زمان غیر مشرف بوده و زنان و دختران هرزه به هوای رخت پهن کردن و امثال آن به پشت بام می رفتند و خودی نشان میدادند و اینکه کبوتر از بام باید پرواز داده شود.


*تهران قدیم - جعفر شهری


Blackletter.blog.ir 

  • ۰ نظر
  • ۰۶ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۳۳
  • black letter
ای رفته ز دل - سیمین بهبهانی

ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر

بر من منگر تاب نگاه تو ندارم

 

بر من منگر زانکه به جز تلخی اندوه

در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم

 

ای رفته ز دل ، راست بگو !‌ بهر چه امشب

با خاطره ها آمده ای باز به سویم؟

 

  • ۰ نظر
  • ۰۳ مرداد ۹۶ ، ۱۴:۰۱
  • black letter

سخن کز حال خود گویم ز حرفم بوی درد آید

بلی حال دگر دارد سخن کز روی درد آید

 

چنان خو کرده با دردش دل اندوهگین من

که روزی صد ره از راحت گریزد سوی درد آید

 

نجات از درد جستن عین بی دردیست می‌دانم

کزو هر ساعتی درد دگر بر روی درد آید

 

  • black letter
خود گنه کاریم و از دنیا شکایت میکنیم - شیخ بهایی

خود گنه کاریم و از دنیا شکایت می کنیم!

غافل از خود، دیگری را هم قضاوت می کنیم!


کودکی جان می دهد از درد فقرو ما هنوز…

چشم می بندیمو هرشب ,خواب راحت می کنیم!


عمر کوتاه است و دنیا فانی و با این وجود…

ما به این دنیای فانی زود عادت می کنیم!


ما که بردیم آبرو از " عشق " پس دیگر چرا…

" عشق " را با واژه هامان ،

بی شرافت می کنیم ؟؟


کاش پاسخ داشت این پرسش که ما در زندگی…

با همیم اما چرا احساس غربت می کنیم؟


من به این مصرع یقین دارم که روزی میرسد!

سوره ای از " عشق " را با هم قرائت می کنیم...


(شیخ بهایی)


  • black letter
خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن - شهریار

خلوتی داریم و حالی با خیال خویشتن

گر گذاردمان فلک حالی به حال خویشتن

 

ما در این عالم که خود کنج ملالی بیش نیست

عالمی داریم در کنج ملال خویشتن

 

  • black letter
شبی ز تیرگی دل سیاه گشت چنان - شیخ بهایی

شبی ز تیرگی دل سیاه گشت چنان

که صبح وصل نماید در آن، شب هجران

 

شبی، چنانکه اگر سر بر آورد خورشید

سیاه روی نماید چو خال ماهرخان

 

  • black letter
شعر ماه و ماهی

تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی..

اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی!

 

آه از نفس پاک تو و صبح نشابور

از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی..

 

  • black letter
نگار خانه - دلم میخواد داد بزنم


  • black letter
نوید آشنایی میدهد چشم سخنگویت - وحشی بافقی

نوید آشنایی می‌دهد چشم سخنگویت

گرفته انس گویا نرمیی با تندی خویت

 

بمیرم پیش آن لب، اینچنین گاهی تبسم کن

بحمدالله که دیدم بی گره یک بار ابرویت

 

  • black letter
ترک سر کردم ز جیب آسمان سر بر زدم - صائب تبریزی

ترک سر کردم، ز جیب آسمان سر بر زدم

بی گره چون رشته گشتم، غوطه در گوهر زدم

 

صبح محشر عاجز از ترتیب اوراق من است

بس که خود را در سراغ او به یکدیگر زدم

 

  • black letter
تو آن عهدی که با من بسته بودی

تو آن عهدی که با من بسته بودی ...

           مگر بهر شکستن بسته بودی...!

تو سنگین دل چرا از روز اول...

نگفتی دل به رفتن بسته بودی؟...


#ناشناس

  • black letter
دلیل نبودن اسم کوروش و دیگر شاهان هخامنشی در شاهنامه

دلیل نبودن اسم کوروش و دیگرشاهان هخامنشی در شاهنامه!


پس از فروپاشی هخامنشیان حکومت به دست بیگانگان سلوکی افتاد و حساب و دیوان به خط یونانی درآمد  و پس از نزدیک به صد سال از حکومت سلوکیان خط میخی کنار رفت و با روی کار امدن پارتیان هم خط یونانی توسط پادشاهان اشکانی مورد استفاده بود اواخر حکومت اشکانیان در عهد بلاش یکم اشک سی ام تازه خط بیگانه سلوکی کم کم کنار رفته و خط آرامی و پهلوی اشکانی جای ان را گرفت...

  • black letter
همسفر - ایرج جنتی عطایی (اختصاصی "ادبیات سیاه")

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته

 نبودنت فاجعه ، بودنت امنیته

 تو از کدوم سرزمین ، تو از کدوم هوایی

که از قبیله ی من ،

یه آسمون جدایی

  • black letter
فقط نگاه کن و بعد هیچ چیز نپرس - سید مهدی موسوی

فقط نگاه کن و بعد هیچ چیز نپرس

به خواب رفتمت از بسته های خالی قرص

به دوست داشتنم بین ِ دوستش داری!

به خواب رفتمت از گریـــــه های تکراری

  • black letter
این قافله عمر عجب میگذرد - خیام

 این قافله عمر عجب میگذرد


دریاب دمی که با طرب میگذرد


ساقی غم فردای حریفان چه خوری


پیش آر پیاله را که شب میگذرد


(خیام)

  • black letter
دلا در عشق تو صد دفترستم - باباطاهر

دلا در عشق تو صد دفترستم


که صد دفتر ز کونین ازبرستم


منم آن بلبل گل ناشکفته


که آذر در ته خاکسترستم

  • black letter
چرا رفتی چرا من بیقرارم - سیمین بهبهانی

چرا رفتی ؟! چرا من بیقرارم


به سر سودای آغوش تو دارم


نگفتی ماه تاب امشب چه زیباست


ندیدی جانم از غم ناشکیباست

  • black letter
هرکه عیب دگران پیش تو آورد و شمرد -سعدی

هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد

بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد.

"گلستان سعدی"

  • black letter
داستان قورباغه ناشنوا

چند قورباغه از جنگلی عبور می کردند که ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عمیقی افتادند. بقیه ی قورباغه ها در کنار گودال جمع شدند و وقتی دیدند که گودال چه قدر عمیق است به دو قورباغه ی دیگر گفتند که دیگر چاره ای نیست، شما به زودی خواهید مرد!

  • black letter
شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی - خیام

شیخی به زنی فاحشه گفتا: مستی.


هر لحظه به دام دگری پابستی؛


گفتا؛ شیخا، هر آن‌چه گویی هستم،


آیا تو چنان‌که می‌نمایی هستی؟


(خیام)

  • black letter
قاصدک - مهدی اخوان ثالث

قاصدک ! هان ، چه خبر آوردی ؟


از کجا وز که خبر آوردی ؟


 خوش خبر باشی ، اما ،‌اما

  • black letter
در تمام شب چراغی نیست - احمد شاملو

در تمامِ شب چراغی نیست.

در تمامِ شهر

نیست یک فریاد.


ای خداوندانِ خوف‌انگیزِ شب‌پیمانِ ظلمت‌دوست!

تا نه من فانوسِ شیطان را بیاویزم

در رواقِ هر شکنجه‌گاهِ پنهانیِ این فردوسِ ظلم‌آیین،

تا نه این شب‌هایِ بی‌پایانِ جاویدانِ افسون‌پایه‌تان را من

به فروغِ صدهزاران آفتابِ جاودانی‌تر کنم نفرین، ــ

ظلمت‌آبادِ بهشتِ گندِتان را، در به رویِ من

بازنگشایید!

  • black letter
کاهلی در گوشه ای افتاد سست - پروین اعتصامی

کاهلی در گوشه‌ای افتاد سست


خسته و رنجور، اما تندرست


عنکبوتی دید بر در، گرم کار

  • black letter
حاکم ظالم به سنان قلم - سعدی

حاکم ظالم به سنان قلم

دزدی بی‌تیر و کمان می‌کند

گله ما را گله از گرگ نیست

این همه بیداد شبان می‌کند

آنکه زیان می‌رسد از وی به خلق

فهم ندارد که زیان می‌کند

چون نکند رخنه به دیوار باغ

دزد، که ناطور همان می‌کند

(سعدی)

  • black letter
داستان جالب برنامه نویس و مهندس



یک برنامه‌نویس و یک مهندس در یک مسافرت طولانى هوائى کنار یکدیگر در هواپیما نشسته بودند. برنامه‌نویس رو به مهندس کرد و گفت: مایلى با همدیگر بازى کنیم؟ مهندس که می‌خواست استراحت کند محترمانه عذر خواست و رویش را به طرف پنجره برگرداند و پتو را روى خودش کشید. برنامه‌نویس دوباره گفت: بازى سرگرم‌کننده‌اى است. من از شما یک سوال می‌پرسم و اگر شما جوابش را نمی‌دانستید ۵ دلار به من بدهید. بعد شما از من یک سوال می‌کنید و اگر من جوابش را نمی‌دانستم من ۵ دلار به شما می‌دهم.

  • black letter
معرفی کتاب مرد لندن

پدیدآورندگان : نویسنده: ژرژ سیمنون , مترجم: هرمین‌دخت تبارحیدر

موضوع : داستانهای فرانسوی - قرن 20

ناشر : سرمدی

محل نشر : تهران

قطع : رقعی

نوع کتاب : ترجمه

زبان اصلی : فارسی

  • black letter
شاعر نفس بکش که قلم زندگی کند - بهمن رافعی

شاعر نفس بکش که قلم زندگی کند


یک دَم درنگ مکن که دَم زندگی کند


وقتی تمام عقربه ها نیش می زنند


مگذار در سرود تو سَم زندگی کند

  • black letter
در آغوش مهتاب - فریدون مشیری

این منم تنها و حیران، نیمه شب

کرده‌ام هم‌راز خود مهتاب را


گویم امشب بینم آن گل را به خواب؟

من مگر در خواب بینم خواب را..


((فریدون مشیری))

  • black letter
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی - حافظ

با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی


تا بی خبر بمیرد در درد خودپرستی


عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید


ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی

  • black letter
چشم تو - فریدون مشیری

کاش می‌دیدم چیست

آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاری است

آه وقتی که تو لبخند نگاهت را

می‌تابانی

  • black letter
زندگی رفتن و راهی شدن است - سهراب سپهری

من و تو دیر زمانی است که خوب می دانیم

چشمه آرزو های من و تو جاری است

ابرهای دلمان پربارند

کوه های ذهن و اندیشه ما پا برجا

دشت های دلمان سبز و پر از چلچله ها

  • ۰ نظر
  • ۲۷ خرداد ۹۶ ، ۱۸:۴۱
  • black letter
داستان مرد هندی و کوزه ترک خورده

در افسانه ای هندی آمده است که مردی هرروز دو کوزه بزرگ آب به دو انتهای چوبی میبست.چوب را روی شانه اش میگذاشت و به خانه اش میبرد.

یکی از کوزه ها کهنه تر بود و ترک های کوچکی داشت.هربار که مرد مسیر خانه اش را میپیمود

نصف آب کوزه میریخت.مرد دوسال تمام همین کاررا میکرد.

  • ۰ نظر
  • ۲۴ خرداد ۹۶ ، ۱۶:۲۳
  • black letter
تفسیر غزل سالها دل طلب جام جم از ما میکرد - حافظ

سال ها دل طلب جام جم از ما می کرد

وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا می کرد

گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است

طلب از گمشدگان لب دریا می کرد

مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش

  • ۱ نظر
  • ۲۱ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۵۵
  • black letter
شعر سیب از حمید مصدق و پاسخ فروغ فرخزاد (اختصاصی "ادبیات سیاه")

حمید مصدق:


تو به من خندیدی و نمی دانستی؛


من به چه دلهره از باغچۀ همسایه سیب را دزدیدم؛


باغبان از پی من تند دوید؛


سیب را دست تو دید؛

  • ۲ نظر
  • ۱۲ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۳۷
  • black letter
در نخستین ساعت شب - نیما یوشیج

در نخستین ساعت شب، 

در اطاق چوبیش تنها، زن چینی

در سرش اندیشه های هولناکی دور می گیرد، می اندیشد:

« بردگان ناتوانایی که می سازند دیوار بزرگ شهر را

هر

  • ۰ نظر
  • ۱۱ خرداد ۹۶ ، ۲۱:۰۷
  • black letter
این مرد خود پرست - حمید مصدق

این مرد خود پرست 


این دیو، این رها شده از بند


 

مست مست


استاده روبه روی من و

  • ۱ نظر
  • ۰۸ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۰۸
  • black letter
نکند پنجره ای پشت صلیبم باشد - سید مهدی موسوی

ﻧﮑﻨﺪ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﻱ ﭘﺸﺖ ﺻﻠﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ

ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻴﮑﺮﻭﻓﻮﻧﻲ ﺩﺍﺧﻞ ﺟﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ



ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻦ  ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺩﺭ ﺟﺎﻳﻲ ﺛﺒﺖ ﺷﻮﺩ

ﻧﮑﻨﺪ ﮔﺮﻳﻪ ﻱ ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﺿﺒﻂ ﺷﻮﺩ

  • ۰ نظر
  • ۲۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۸:۰۲
  • black letter
آخرین نظرات